تبليغاتX
مثل هیچکس
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
سلام به همه

این چند روز تعطیلات سخت ترین روزهای من بود

میمی خرگوشی انواع و اقسام بیماریهای ممکنه رو گرفت

روده هاش عفونت کرده بود و همش تب ۴۱ درجه داشت

تو اون هیر و ویر دندونم در اورد که من همش فکر میکردم تب و اسهالش حتما مال دندونش بوده اما چون هنوزم خوب نشده نتیجتا همون تب روده ایه

بعد از دور روز مصرف انتیو بیتیک تمام صورت و تنش ریخت بیرون دکترش گفت اگه تا دور دیگه خوب شد حساسیته اگه نشد هم که یعنی سرخجه گرفته و چون هنوز خوب نشده یعنی سرخجه گرفته....

دیروز با خانواده محترم شوهر جان رفتیم بیرون هر چی من اصرار کردم ما نمیایم میمی خرگوشی میریضه اونا گفتم نه حتما باید بریم رفتیم و نتیجه این شد که الان دو تا بچه های خواهر شوهر جان سرخجه گرفتن

خودمم از صبح تمام صورت و تنم ریخته بیرون و خارشک گرفتم فکر کم خودمم سرخجه دار شدم اخه من تا حالا هیچ کدو م از این بیماریها رو نگرفتم

خیلی خسته ام این چند روزی مریضی میمی خرگوشی کاملا منو از پا انداخته

دفتر کتابامم که روزی که میمی خرگوشی تب کرد بستم گذاشتم رو میز هنوز نرفتم سراغشون

من حتما این ترم موفق میشم نه؟

دیگه اینکه پسری کلی بزرگ شده و همیشه در حال لوس کردنه خودشه

هر وقت میخواد خیلی خودشو لوس کنه سرشو میزاره رو زمین

وقتی تو خیابونیم همش ادما رو با انگشتش نشون میده و میگه کینه؟(همون کیه)

واسه خودش سرشو یه جا قایم میکنه و بعد چند دقیقه میگه ده (همون دالی خودمون)بعدشم غش غش واسه خودش میخنده

شبا موقع خواب که رسما پدرم در اومده وحشتناک بد خوابه همش پاهاشو میزاره زیر سرم یا نصفه شبی که بیهوشم از خواب بیدار میشه انگشت میکنه تو چشم یعنی بیدار شو

با مامان وبابام کلی جوره و هر وقت میبینشون کلی واسشون عشوه در میکنه

فکر کنم خدا تو خلقت این بچه جان ما اشتباه کرده این انقدر لوسه که همه میگن باید دختر میشد

خدا نکنه یه صدای اهنگ بیاد حالا از هر جا سریع شروع میکنه به رقصیدن و خودشم میخونه نه نا نه نا(یه اهنگه مثلا)*

وقتی داریم غذا میخوریم یا چایی میریزم دست میزنه به غذا و میگه داگه (یعنی داغه)اما صد بار دیگه هم کارشو تکرار میکنه

خیلی وقتا میگه ماما تا نگاش میکنم شروع میکنه با صدای بلند حرف زدن که من اصلا نمیفهمم چی میگه فقط میدونم میخواد باهام حرف بزنه

به دایی مجیدش دیگه میگه داگی جی یعنی همون دایی جون

تا رومو اونور میکنم میبینم رفته بالای مبلی میزی جایی و داره از اون بالا غش غش میخنده

دیشب که با خانواده شوهر جان تشریف بردیم بیرون میمی خرگوشی کلی واسه خودش تابو سرسره بازی میکرد و جیغ خوشحالی میکشید وقتی هم داشتیم میرفتیم پیله کرده بود و حاضر نبود بیاد

وقتی جایی رو میگیره و راه میره خودش میگه تانی تانی(همون تاتی تاتی)

و وقتی دعواش میکنم و میگیم میمی خرگوشی دست نزن صداشو نازک میکنه و میگه چیا؟(همون چرا)

همینا دیگه....

الانم میخوام برم وبگردی چون دلم خیلی درد میکنه و حوصله درس و کتابم ندارم

میبنمتون ...

اینم عکس میمی خرگوشی قبل از مریض شدنش:

 

دیگه ببخشین اگه زشته

همینا دیگه فقط برام دعا کنین هم زودتر میمی خرگوشی خوب شه هم امتحانای من

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:59  توسط مامی خرگوشه  | 

دوشنبه هشتم خرداد 1385

سلام علیکم

با نهایت تاسف و تاثر باید اعلام کنم که این جانب هنوز زنده میباشم و سر و مور و گنده نشسته بیدم اینجا

اینجانب به اطلاع همه دوستان میرسانم که وبلاگ جانمان تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد و دلیل ان چیزی نیست جز درس و امتحانات سگ پدر

پروژه هایی که از اول ترم رو سرم اوار شده بودن و تا اخر هفته باید تحویل بدم

جزوهایی که در طی چند روز گذشته از دوستان گرفته و مشغول کپی برداری از روی انهاهستم

درسهایی که کتابشان کنار پنجره از اول ترم خاک میخورند و به انتظار شب امتحانن تا بلکه نجات یابند

همین دیگه کارام ایناست

این میمی خرگوشی ما هم که روز به روز شیطو تر و بلا تر میشه و هر روز کارم رو از روز قبل بیشتر میکنه

فک و فامیلن که دارن میریزن ولایت نتیجتا تو تعطیلات کتابا پر هوراااااااااااااااااااااااا

هنوز شروع نکرده فکر پر دادن کتابام

پسرمم در پاره کردن جزوات نخونده همکاری لازم رو باهام دارن

دیگه اینکه اها تازه فهمیدم من تو یه روز سر یه ساعت دو تا درس رو با هم امتحان دارم به عبارتی میشود روز ۴/۵/۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۰۰ امتحان زبان تخصصی ۳و۴ و تجزیه تحلیل حالا اگه شما ربط بین این دو تا درسو فهمیدین ؟؟؟ خیلی به خودتون و اون مغز فندقیتون فشار نیارین خودم میگم خوب ربطش اینه که دو تا شو یه استاد درس میده همون استاده که فکر میکردن باید به من دکترای افتخاری بدن همون که تو کف تحقیقم مونده بهله دیگه ما اینیم ....تازه خبر ندارین یه تحقیق دیگه زیان براش نشتم خداااااااااااااا توپس دونه دونه کلمه ها رو هم براش ترجمه کردم ولی این دفعه دیگه کارم با کپی پست راه نیفتاد چشمای مبارکم بابا قوری)غوری(؟؟گرفت و تایپیدمشون و تحلیل از خودم در کردم واسشون (اصل اول پاچه خاری)(خواری)؟

دیگه اینکه همین دیگه برای میمی خرگوشه ۱۵۰ تا توپ کوچولو خریدم ریختم تو استخر بادیش کلی جیغ از خودش در میکنه ز بس که خوشحال میشه

براش یه بلزم خریدم که گوش منو همسایه ها رو با هم کر میکنه اونم دوباره از خودش ذوق و خوشحالی در میکنه و هی دنگ دنگ میزنه

دیگه اها ماجرای بالشت بغل من یادتونه؟همون که میگفتم از بچگی بهش خیلی وابسته ام و تا نباشه خوابم نمیبره الان چند شبه میمی خرگوشه جان سر مبارکشو میزاره رو بالش من میخوابه و منم نصف شبی میرم سرش بالشتو از زیر سرش میکشم ..پاپی خرگوشه میگه بس که بیرحمی ولی خبر نداره میمی خرگوشه جان شب تو خواب چهار تا دور شمسی قمری میزنه و بالشتو تو بغلم پیدا میکنه و به زور کلشو میچپونه روش

دیگه همین دیگه ما بریم که کلی درس و پروژه داریم

هر کی اپ کردن لطفا خبرم کنه تا برم بخونم

اها یه خبر دیگه:این روزا شهرداری همه کارگراشو ریخته و شهر  دارن همه جا رو اسفالت میکنن اسفالت رو اسفالت میدونین چرا؟چون قراره شهریور ماه رئیس جمهور محترم قلبها تشریف فرما شن اینجا منم همش به پاپی خرگوشه میگم میمی خرگوشی رو ببریم دست بوس اقا زندگیمون متبرک شه

مامان و بابام هر دوشون برای این تعیطلات میرن مسافرت البته جداگانه و من خیلی تنها میشم همین که حضورشونو همیشه کنار خودم احساس میکنم برام کلیه اما حالا میخوان برن...

یه چی دیگه ام تا یادم نرفته بگم و برم چند روز پیش میمی خرگوشه جان رو بردم دانشگاه استاد محترمم رفت از خودش محبت در کنه بچه جان ما رو بغل کرد و اونم هی انگشت میکرد تو چشمای مبارک استاد جان و بعد سرشو میزاشت رو شونه مبارک جناب استاد و خودشو براشون لوس میکرد

یه  اهنگ بی ربطم براتون میزارم شاد شین

اره عاشقم شهره

آره عاشقم چه ایرادی داره
این دیگه چه داد و بیدادی داره
آره عاشقم چه حسابی دارم
که باید داد بزنم اسمتو فریاد بزنم
بگم که دل خیال آزادی داره
آره عاشقم چه ایرادی داره
این دیگه چه داد و بیدادی داره
آره عاشقم چه حسابی دارم
که باید داد بزنم اسمتو فریاد بزنم
بگم که دل خیال آزادی داره

تازه تازه داره باورم میشه
که منو به قد آسمون می خواد
تازه تازه داره باورم میشه
منو از اینجا تا کهکشون می خواد
تازه تازه خوشبین تر شده دل
دلی که هیچکسو باور نمی کرد
دلی که عمری با بدبینیهاش
اعتنا به یار و یاور نمی کرد

آره عاشقم چه ایرادی داره
این دیگه چه داد و بیدادی داره
آره عاشقم چه حسابی دارم
که باید داد بزنم اسمتو فریاد بزنم
بگم که دل خیال آزادی داره

میخواستم چند تا عکسای میمی خرگوشی هم بزارم که سایتی که توش عکسارو اپلود میکردم فعلا جواب نمیده شاید بعد اومدم و گذاشتم

شاد باشین و برام هوار تا دعا کنین

اگه منم که بازم میام مینویسم


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:45  توسط مامی خرگوشه  | 

دوشنبه یکم خرداد 1385

سلام

گاه آرزو می کنم،

If Only You Could Be Me

می توانستی چند صباحی چون من باشی ...

For a Moment …

Sometimes I wish

You could step into my shoes

For just a little while

بیندیشی به آن چیز که من می اندیشم؛

To think what I think;

ببینی آن چه من می بینم؛

To see what I see

احساس کنی آن گونه که من احساس می کنم؛

To feel what I feel;

در یابی آشفتگی،ترس،تحسین و

to understand the confusion, the fear, the admiration,

دوستی را که نسبت به تو احساس می کنم،

And the friendship I feel toward you

همه را یکباره و با هم

All at once

اگر می توانستی حتی برای لحظه ای در ذهن من زندگی کنی؛

If you were able to live inside my mind, even for a moment ,

می توا نستی ببینی که دنیای من چگونه سرشار از مسئولیت هاست،

You would see that my world

Is filled with so money responsibilities,

و عجیب آن که اغلب به تو می اندیشم.

yet so often my thoughts are of you .

می دیدی که چه شادی را به من ارزانی داشته ای.

You would see what joy you've brought to my life.

می دیدی که تا کجا شادمانم که می توانم لبخند بزنم،

You would see how much it means to me

To be able to smile,

بخندم، سر خوش باشم و آزاد چون کودکان.

to laugh, to feel good, to feel free ,like a child

این همه را ا ز تو دارم

just becauseof you

سلام

حالا بریم سرغرغرهای امروز:

دچار خود سانسوری شدید شدم بله وبلاگ ما خیلی وقته ملوشده و به قول یکی از دوستان اصولا تو وبلاگ ملو رفته نمیشه هیچی نوشت ها؟؟؟حالا هر کی میدونه ملو چیه خوش به حالش اونایی هم که نمیدونن بمون تو خماریش

مشروح اخبار:

هنرنمایی؟؟؟

امروز پاپی خرگوشه جان از خودشون هنر نمایی در کردن وبا دقت و ظرافت تمام تلفن خونمونو سوزوندن و ما تا اطلاع ثانوی از تماس گرفتن با دوستان و اقربان معذورمیباشیم یه وقت فکر نکنین خیلی خسیسیم و نمیریم یه تلفن دیگه بخریم ها؟؟؟؟

تاتی تاتی:

دیگه اینکه میمی خرگوشه جان کلی از خودشون پیشرفت درکردن و حالا وقتی دستاشو میگیریم تاتی تاتی میکنه و راه میاد

من گم شدم؟؟

دیروز ساعت ۱۰ صبح به وقت تهران تشریفاتمونو با میمی خرگوشه جان بردیم فوتوکپی تا شاهکارمونو(تحقیق) بدیم برامون پرینت کنن و وقتی برگشتم منزل ساعت دو بعداز ظهر بود وقتی قدم رنجه کردم و پا در سرای گذاشتم پاپی خرگوشه جان رو ملاحظه کردم که با رنگ و رویی پریده و چهار تا چشم از حدقه بیرون زده بر و بر بنده و بنده زاده را به تماشا نشسته است فرمودم چه شده است که صدای داد و بیداد ایشان و مادر گرام که از پشت تلفن هوار میفرمودن گوش اینجانب را کر نمود(میتونین حدس بزینی چرا دیگه؟)

کولی بازی؟

میمی خرگوشه جان تازگی ها وقتی میخواهد به به میل بفرمایند همینکه پرواز قاشق غذا به سوی دهان مبارکشان تاخیر داشته باشد از خودشان کولی بازی همراه با جیغ و داد فراوان در میکندد

خونه اسقاطی؟؟

خونه که چه عرض کنم تو سمساری ما یه چیز سالم پیدا نمیشه الا همین کامی جون که اونم پر ویروسه

خر خونی؟

از درس و دانشگاهم که نپرسین چون هیچ خبری ازشون ندارم خوش به حال اونایی که خر میزنن

پروژه؟

بعله جناب استاد محترممون که اتفاقا که نه مخصوصا دو تا درس هم این ترم باهاشون دارم تجزیه و تحلیل سیستم و زبان تخصصی۳و۴ (چه ربطی به هم دارن؟)یه عدد پروژه ناب محمدی به اینجانب محول فرمودن البته این استاد جان ما از این مدارک دکترای کشکی زیاد دارن و واسه خالشون سه تا کتاب چاپ کردن که از قضا یکیشون هم زبان تخصصی ۳و۴ میباشد اما مشکل سر این میباشد که ایشون خودشون هم از خوندن کلمات این کتاب عاجزند چه برسه به ما بدبختا که دکترا هم نداریم خوب از بحث دور نشیم بعله بنده هم نماینده کلاسسسسسسسسسس رفتیم بهترین پروژه رو تحویل استاد دادیم که حدودا ۱۵۰صفحه شد و برای اینکه استاد محترم در حین خوندن پروژه ۱۵۰ صفحه ای اینجانب کسل و خواب الود نشوند در میان تحقیق چند تا تست ای کیو و تست خود شناسی و جدول هم برایشان طرح کردم به قول یکی از دوستان دو بسته پفک نمکی هم باید ضمیمه تحقیق میکردم

استاد داریم تا استاد؟

همون دوست جونی که پیشنهاد پفک نمکی رو به من داد برام تعریف میکردن که یه استادی داشتن از اون استادا میگفت یه بار استادشون بهشون تحقیق داده چند وقت که تحقیقا رو از بچه ها تحویل گرفته سر کلاس گفته خانوم سلیمی متشکرم که کتاب اقتصاد خرد سالباتوره رو از صفحه ۲۸۳ تا ۹۵۸ برامون نوشتی یا مثلا خانوم اکبری چرا زحمت کشیدی کتاب میدیرت اقای دوزنبری رو از صفحه ۸۶ تا ۱۲۵نوشتی خودم این کتابارو تو کتابخونه داشتم میگفتین بیخود زحمت خودتونم زیاد نمیکردین خلاصه یکی یکی شاگرد ها رو ضایع میکنه الی اخر....

اما امروز که کلی به خودم زحمت دادم و رفتم دانشگاه دیدم جناب استاد جان ما با یه هیجان خاصی گفت خانوم.......شما بهترین دانشجویی هستین که من تا به حال دیدم با اینکه اصلا سر هیچ کدوم از کلاسهام حاضر نشدین ولی پروژهتون عالی بود بعدا یکی از همکلاسیهام پرسید تحقیقو از کجا اوردی؟گفتم هیچی بابا تو گوگل سرچ کردم بعدم سر و ته چند تا مقاله رو با کپی پست بهم دوختم و ریختم تو فلاپی دادم برام پیرینت کردن همین .حالا من میگم استاد داریم تا استاد ها؟

من دیونه این اهنگه شهره ام :

دریاب مرا

ای از همه کس با من آواره خودی تر
ای خوبتر از خوب من و از همه بهتر
من جز تو و عشق تو کس و کار ندارم
با هیچ کسی جز تو خدای دل خود کار ندارم
دریاب مرا دریاب مرا ،مرحمتی کن به من و یکدفعه بیدار کن از خواب مرا
دستم تو بگیر، خستمه،بیرون بکش از آب مرا
تو بانی این در بدری،این همه شوریده سری
از همه کس تازه تری،عشق تو بود یکنفری
اين همه آن داد مرا

فریاد بزن، زیر دل آواز بزن،خسته شدی باز بزن
خط بزن از رسم قفس،پر بده آزاد مرا
تو بانی آزادی من باش و تو آزاد کن آزاد مرا

"""من اتفاق نارسی هستم که زود افتادم
افتاده و نیافتاده من ساده پای پیاده هنوز نیافتادم
دریاب مرا"""

یه جک بیمزه هم بگم و برم :

ترکه میره خواستگاری به دختره که یه کمی پشت لبش سبز بوده میگه خانوم سیبیلات چه ابهتی بهت بخشیدن؟دختره ناراحت میشه میزنه زیر گریه ترکه میره ازش معذرت خواهی کنه میگه گریه نکن مرد که هیچوقت گریه نمیکنه

حالا حکابت ما شده

پیام بهداشتی امروز:

علف غنی شده حق مسلم ماست

خوش شاد باشین و سرشار از انرژی تا بعد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:26  توسط مامی خرگوشه  |