این روزا تقریبا بیشتر روزو فکر میکنم
به خودم به فردا به ارزوهای چال شدم
به چیزایی که فکر میکردم هست اما نبود مثل عشق که فقط در حد یه دروغ شاخ دار مطرحه
مثل زندگی زناشویی که عین صدای دهل شنیدنش فقط از دور خوشه و وقتی بهش نزدیک میشی گوشتو کر میکنه
واسه چی ازدواج میکنیم؟ که یکیو داشته باشی که هر روز باهاش جنگ اعصاب داشته باشیم؟ که یکی باشه که دق و دلیهای روزمرموتو رو سرش خالی کنیم؟ که یه بچه بیاد وسط و بشه یه بهانه واسه ادامه دادن به اصطلاح زندگیمون؟
این وسط چی شبیه زندگیه؟ دعواها؟ دروغا؟ خیانتا؟
یعنی همه زندگی همینه؟
وقتی دلت با من نیست وقتی دلم مال تو نیست وقتی حرف همو نمیفهمیم وقتی هر کدومومموت دلمون به یه چیز دیگه غیر از همدیگه خوشه معنی این با هم بودن چیه؟
وقتی محرم دلم نیستی چه فایده که محرم تنم باشی؟
یکی به من یگه معنی محرم چیه؟
وقتی فکر میکنم و جواب سوالامو پیدا نمیکنم کلافه میشم!
گذشت ! زمان پدر مادرامون گذشت!
وای به حال بچه هامون!!!
وای به حال خودمون!!!
